درسنامه آموزشی عربی کلاس هفتم
درس 17: زينَةُ الْباطِنِ
الْمُعْجَم: واژهنامه
| اِبتِسام: تبسم کردن / لبخند زدن بِابتِسام: با لبخند |
أقَربَ: نزدیکتر، نزدیکترین |
| جاءَ: آمد جاؤوا: آمدند |
حَزین: غمگین |
| خافَ: ترسید | خائِف: ترسیده، ترسان |
| ساعَدَکُمُ اللّٰه: خسته نباشید | سَمَک: ماهی «جمع: أَسْماک» سَمَکَة: ماهی |
| شَبَکَة: تور شَبَکةٌ کبیرةٌ: تور بزرگ |
عَلِمَ: دانست عَلِمَ أَنَّ: دانست که |
| قَبیح: زشت | قَذَفَ: انداخت قَذَفوها: او را انداختند «قذَفوا + ها» |
| مَسِیرَة: راهپیمایی | نَظَرَ: نگاه کرد نَظَرْنَ: نگاه کردند |
| وَحید: تنها | هَرَبَ: فرار کرد |
| یوجَدُ: وجود دارد |
نَصِّ الدَّرسِ: زینَةُ الْباطِنِ
زیبایی درون
کانَتْ فی بَحْرٍ کَبیرٍ سَمَکةٌ قَبیحَةٌ وَ کانَتِ الْأسْماکُ خائِفاتٌ مِنْها.
در دریایی بزرگ ماهی زشتی وجود داشت. و ماهیها از او میترسیدند.
هیَ ذَهَبَتْ إلی سَمَکَتَینِ؛ السَّمَکَتَانِ خافَتا وَ هَرَبَتا. هیَ کانَتْ وَحیدةً دائِماً.
او به سوی دو ماهی رفت؛ ولی آنها از او فرار کردند. او همیشه تنها بود.
فی یَومٍ مِنَ الْأیّامِ، خَمْسَةٌ مِنَ الصَّیّادینَ جاؤوا. فَقَذَفوا شَبَکَةً کَبیرَةً فِی الْبَحْرِ.
در روزی از روزها پنج تن از ماهیگیرها (صیّادها) آمدند. آنها تور بزرگی را در دریا انداختند.
الْأسْماکُ وَقَعْنَ فِی الشَّبَکَةِ. ما جاءَ أحَدٌ لِلْمُساعَدَةِ. السَّمَکَةُ الْقَبیحَةُ سَمِعَتْ أَصْواتَ الْأسْماک.
ماهیها در تور افتادند. کسی برای کمک نیامد. ماهی زشت صداهای ماهیان را شنید.
فَنَظَرَتْ إلَی الشَّبَکَةِ فَحَزِنَتْ وَ ذَهَبَتْ لِنَجاةِ الْأسْماک. قَطَعَتْ شَبَکةَ الصَّیّادینَ بِسُرعَةٍ. الْأسْماکُ خَرَجْنَ وَ هَرَبْنَ جَمیعاً.
پس (و) به تور نگاه کرد و غمگین شد و برای نجات (رهایی) ماهیها رفت. به سرعت تور را برید. (قطع کرد) و ماهیها خارج شدند و همه فرار کردند.
فَوَقَعَت السَّمَکَةُ الْقَبیحَةُ فی الشَّبَکة وَ الصَّیّادونَ أخَذوها. کانَت الْأسْماکُ حَزیناتٍ؛ لِأَنَّ السَّمَکَةَ الْقَبیحَةُ وَقَعَتْ فی الشَّبَکَةِ لِنَجاتِهِنَّ.
پس (و) ماهی زشت در تور افتاد و صیّادها (ماهیگیرها) او را گرفتند. ماهیها ناراحت (غمگین) بودند؛ زیرا ماهی زشت برای نجات آنها در تور افتاد.
الْأَسْماکُ نَظَرْنَ إلی سَفینةِ الصَّیّادینَ. هُمْ أخَذوها وَلٰکِنَّهُم قَذَفوها فِی الْماء؛ لِأنَّها کانَتْ قَبیحَةً جِدّاً فَخافوا مِنْها.
ماهیها به کشتی صیّادها (ماهیگیرها) نگاه کردند. آنها او را گرفتند، ولی در آب انداختند؛ زیرا خیلی زشت بود و از او ترسیدند.
الْأسْماکُ فَرِحْنَ لِنَجاتِها وَ نَظَرْنَ إلَیها بِابْتِسامٍ وَ عَلِمْنَ أَنَّ جَمالَ الْباطِنِ أَفْضَلُ مِنْ جَمالِ الظّاهِرِ.
ماهیها برای نجات او خوشحال شدند و دانستند (پی بردند) که زیبایی درون (باطن) برتر (بهتر) از زیبایی آشکار (ظاهر) است.
قالَ الْإمامُ عَلیٌّ (ع): «زینَةُ الْباطِنِ خَیْرٌ مِنْ زینَةِ الظّاهِرِ.»
حضرت علی (ع) فرمود: زینت باطن بهتر از زینت ظاهر است.
التَّمارینُ
التَّمْرینُ الْأوَّلُ (صفحهٔ 131 کتاب درسی)
با توجّه به متن درس، کدام جمله صحیح و کدام غلط است؟
1- کانَت السَّمَکَةُ الْقبیحَةُ صَغیرَةً. (غ)
ماهی زشت کوچک بود.
2- کانَت تِلکَ السَّمَکَةُ الْقبیحَةُ وَحیدَةً. (ص)
ماهی زشت تنها بود.
3- السَّمَکَةُ الْقبیحَةُ ذَهَبَتْ لِنَجاةِ الأَسْماک. (ص)
ماهی زشت برای نجات ماهیها رفت.
4- الصَّیّادونَ ما خافوا مِنَ السَّمَکَةِ الْقبیحَةُ. (غ)
ماهیگیران از ماهی زشت نترسیدند.
اَلْأربَعینیّات: حِوارٌ فی مَسیرَةِ الْأربَعینَ الْحُسَینیِّ طَریقُ کَربَلاء
گفتوگویی در مسیر اربعین حسینی؛ راه کربلا
- اَلزّائِرُ الْعِراقِیُّ: أَهلاً وَ سَهلاً بِکُم.
- اَلزّائِرُ الْْإیرانِیُّ: شُکراً جَزیلاً. ساعَدَکُمُ اللّهُ! أَیُّ طَریقٍ أَقرَبُ إِلیٰ کَربَلاء؟
- زائر عراقی: خوش آمدید.
- زائر ایرانی: خیلی ممنون. خسته نباشید! کدام راه به کربلا نزدیکتر است؟
- اَلزّائِرُ الْعِراقِیُّ: ذٰلِکَ الطَّریقُ أَقرَبُ.
- اَلزّائِرُ الْْإیرانِیُّ: هَل یوجَدُ موَکبٌِ قَریبٌ مِن هُنا؟
- زائر عراقی: آن راه نزدیکتر است.
- زائر ایرانی: آیا موکبی نزدیک اینجا وجود دارد؟
- اَلزّائِرُ الْعِراقِیُّ: نَعَم، هُناکَ مَوکِبٌ.
- زائر عراقی: بله، آنجا یک موکب هست.
التَّمْرینُ الأَوَّلُ (صفحهٔ 133 کتاب درسی)
با توجّه به متن درس، کدام جمله صحیح و کدام غلط است؟
1- قالَ الزّائِرُ الْعِراقیُّ «أَهْلاً وَ سَهْلاً». صحیح
زائر عراقی گفت: «خوش آمدید.»
2- کانَ الْحِوارُ فی أَحَدِ الْفَنادِقِ. غلط
گفتوگو در یکی از هتلها بود.
3- مَدینَةُ کَربَلاءَ فی سوریا. غلط
شهر کربلا در سوریه است.
4- کانَ فی الْحِوارِ زائِرانِ. صحیح
در گفتوگو دو زائر بودند.
5- ما کانَ مَوْکِبٌ قَریباً. غلط
موکبی در نزدیکی نبود.
التَّمْرینُ الثّانی (صفحهٔ 133 کتاب درسی)
در هر مجموعه، کلمهٔ خواسته شده را مشخص کنید.
1- جمع مذکّر سالم: بَساتین / زائِرین / یاسَمین / حَزین
باغها / زائران / یاسمن / غمگین
بَساتین (جمع مکسر) / یاسَمین (مفرد) / حَزین (مفرد)
2- جمع مؤنّث سالم: أَوْقات / أَصوات / حَزینات / أَبْیات
وقتها / صداها / زنان یا دختران غمگین / خانهها
أوَقات (جمع مکسر) / أصَوات (جمع مکسر) / أَبیات (جمع مکسر)
3- جمع مکسر: فُسْتان / حَدیقَتان / حَقیبَة / أَعِزّاء
پیراهن زنانه / دو باغ / کیف / عزیزان
فسُتان (مفرد) / حَدیقَتانِ (مثنّی) / حَقیبَة (مفرد)
4- مفرد مذکّر: سِعْر / سَمَکَة / صَدیقَة / حَدیقَة
قیمت / ماهی / دوستِ مؤنّث / باغ
سَمَکةَ (مفرد مؤنث) / صَدیقَة (مفرد مؤنث) / سَفینَة (مفرد مؤنث)
5- مفرد مؤنّث: خائِف / أَقْرَب / حَجَر / مَسیرَة
ترسان / نزدیکتر، نزدیکترین / سنگ / راهپیمایی
خائِف (مفرد مذکّر) / أَقرَب (اسم تفضیل) / مَوکِب (مفرد مذکّر)
6- مثنّی مذکّر: عُدْوان / بُسْتان / فَلّاحان / نِسْیان
دشمنی / باغ / دو کشاورز / فراموشی
عُدوان (اسم جمع) / بُستان (مفرد) / نِسیان (مصدر)
7- مثنّی مؤنّث: أُخْتَین / لِسان / مَواعِظ / یَمین
دو خواهر / زبان / پندها / راست
لِسان (مفرد مذکّر) / مَواعِظ (جمع مکسر) / یَمین (مفرد)
التَّمْرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 134 کتاب درسی)
جملههای زیر را به فارسی ترجمه کنید، سپس زیر فعلها خط بکشید.
1- أَ أَنْتُنَّ عَرَفْتُنَّ أُولئِکَ الْبَناتِ؟
آیا شما آن دختران را شناختید؟
2- أَنا فَرِحْتُ مِنْ نَجاحِ أَصْدِقائی.
من از موفقیت دوستانم خوشحال شدم.
3- هُنَّ نَظَرْنَ إِلَی اللَّوْحَةِ الْجَمیلَةِ.
آنان به تابلوی زیبا نگاه کردند.
4- هِیَ ما ذَهَبَتْ إِلی بَیْتِ جَدَّتِها.
او به خانهٔ مادربزرگش نرفت.
5- أَنْتُما صَنَعْتُما کُرْسِیَّیْنِ خَشَبِیَّیْنِ.
شما دو نفر دو صندلی چوبی ساختید.
6- أَنْتَ قَذَفْتَ شَبَکَةً لِصَیْدِ الْأَسْماکِ.
تو توری برای صید ماهیها انداختی.
7- الْجَوُّ بارِدٌ، فَلَبِسْنا مَلابِسَ مُناسِبَةً.
هوا سرد است، پس لباسهای مناسبی پوشیدیم.
التَّمْرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 134 کتاب درسی)
پاسخ درست را مشخص کنید.
1- مَکانٌ لِلْمُسافِرینَ: مَکْتَبَة / مَسیرَة / مَدینَة / فُنْدُق
مکانی برای مسافران: کتابخانه / راهپیمایی / شهر / هتل
فُنْدُق: هتل، مکانی برای اقامت مسافران است.
2- قیمَتُهُ غالِیَةٌ جِدّاً: ذَهَب / خَشَب / عَلَم / عِنَب
قیمتش بسیار گران است: طلا / چوب / پرچم / انگور
ذَهَب: طلا
3- مَوْجودٌ فِی الْبَحْرِ: بُسْتان / مِفْتاح / بَقَرَة / سَمَکَة
در دریا وجود دارد: باغ / کلید / گاو ماده / ماهی
سَمَکَة: ماهی در دریا زندگی میکند.
4- مَکانُهُ فِی السَّماءِ: قَمَر / عَلَم / جَبَل / غُرْفَة
جایش در آسمان است: ماه / پرچم / کوه / اتاق
قَمَر: ماه در آسمان است.
5- مُتَضادُّ «قَبیح»: قَصیر / جَمیل / صَعْب / قَمیص
متضاد «زشت»: کوتاه / زیبا / سخت / پیراهن
جَمیل: «زیبا» متضاد «قَبیح: زشت» است.
6- اِسْمٌ لِلْوَلَدِ: زَیْنَب / نَرْجِس / نورا / عَلِیّ
نامی برای پسر: زینب / نرگس / نورا / علی
عَلِیّ: نام پسر است.
7- أَبو الْوالِدَةِ: جَدَّة / جَدّ / أُمّ / والِد
پدرِ مادر: مادربزرگ / پدربزرگ / مادر / پدر
جَدّ: پدرِ مادر، پدربزرگ است.
التَّمْرینُ الخامِسُ (صفحهٔ 135 کتاب درسی)
در جای خالی ضمیر مناسب بنویسید.
1- فاطِمَةُ وَ سُمَیَّةُ وَ رُقَیَّةُ هُناکَ. ............... جالِساتٌ. هُنَّ / هِیَ
فاطمه و سمیه و رقیه آنجا هستند. آنان نشستهاند.
2- سَجّادُ وَ جَوادُ وَ مَهْدِیٌّ هُنا. ............... واقِفونَ. هُنَّ / هُمْ
سجاد و جواد و مهدی اینجا هستند. آنان ایستادهاند.
3- یُوسُفُ وَ یُونُسُ أَخَوانِ. ............... فی مَدْرَسَتِنا. هُوَ / هُما
یوسف و یونس دو برادرند. آن دو در مدرسهٔ ما هستند.
4- أَنا وَ مَجیدٌ فی الصَّفِّ الأَوَّلِ. ............... قَوِیّانِ. نَحْنُ / أَنا
من و مجید در کلاس اوّل هستیم. ما قوی هستیم.
5- حَلیمَةُ وَ خَدیجَةُ أُخْتانِ. ............... فی قَرْیَتِنا. هُما / أَنا
حلیمه و خدیجه دو خواهرند. آن دو در روستای ما هستند.
6- یا مَحمودُ، أَ بَیْتُ ............... قَریبٌ مِنْ هُنا؟ ـکَ / ـکِ
ای محمود، آیا خانهٔ تو نزدیک اینجاست؟
7- یا مَنصورَةُ، أَ ............... فائِزَةٌ فی الْمُسابَقَةِ؟ أَنْتِ / أَنْتَ
ای منصوره، آیا تو در مسابقه برندهای؟
8- تِلْکَ مُعَلِّمَتی. بَحَثْتُ عَنْ ............... کَثیراً. ـها / ـهُما
آن معلم من است. خیلی دنبال او گشتم.
9- ذٰلِکَ أُسْتاذی. رَأَیْتُ ............... فی الشّارِعِ. ـهُ / ـها
آن استاد من است. او را در خیابان دیدم.
10- أَیُّهَا الرِّجالُ، هَلْ ............... حاضِرونَ؟ أَنْتَ / أَنْتُمْ
ای مردان، آیا شما حاضر هستید؟
11- یاسَمینُ أُخْتی. ............... بِنْتٌ صادِقَةٌ. هِیَ / هُوَ
یاسمین خواهر من است. او دختری راستگو است.
12- أَیَّتُهَا النِّساءُ، هَلْ ............... ناجِحاتٌ؟ أَنْتِ / أَنْتُنَّ
ای زنان، آیا شما موفق هستید؟
13- هاشِمٌ صَدیقی. ............... فی صَفِّنا. هِیَ / هُوَ
هاشم دوست من است. او در کلاس ماست.
14- أَعِزّائی، إِلی أَیْنَ ............... وَصَلْتُمْ؟ هُمْ / أَنْتُمْ
عزیزانم، شما به کجا رسیدید؟
تمرین برای خانه (صفحهٔ 136 کتاب درسی)
در هر مجموعه کدام گزینه از نظر معنا با بقیّه «ناهماهنگ» است؟
1- سَمَکَة / بَقَرَة / غُراب / فیل / قَمْح
ماهی / گاو ماده / کلاغ / فیل / گندم
2- خائِف / رُمّان / عِنَب / تُفّاح / بُرْتُقال
ترسان / انار / انگور / سیب / پرتقال
3- أَبو / أُمّ / شَبَکَة / جَدّ / جَدَّة
پدر / مادر / تور / پدربزرگ / مادربزرگ
4- نافِذَة / عَمود / باب / ثُمَّ / غُرْفَة
پنجره / ستون / در / سپس / اتاق
5- شَمْس / قَبیح / قَمَر / سَماء / أَرْض
خورشید / زشت / ماه / آسمان / زمین
6- حارّ / جُنْدیّ / فَلّاح / مُدَرِّس / طَبیب
گرم / سرباز / کشاورز / معلّم / پزشک
7- وَلَد / بِنْت / بَیْت / رَجُل / اِمْرَأَة
پسر / دختر / خانه / مرد / زن
8- ذَهَبَ / سَمِعَ / قَرُبَ / بَدَأَ / نَحْنُ
رفت / شنید / نزدیک شد / آغاز کرد / ما
9- کَیْفَ / نار / لِماذا / أَیْنَ / مَنْ
چگونه / آتش / چرا / کجا / چه کسی
10- جَوّال / سِرْوال / عَباءَة / قَمیص / فُسْتان
تلفن همراه / شلوار / چادر / پیراهن / پیراهن زنانه
11- هُوَ / هِیَ / هُما / هُنَّ / هَلْ
او «مذکّر» / او «مؤنّث» / آن دو / آنان «جمع مؤنّث» / آیا
12- تَحْتَ / جَنْبَ / خَلْفَ / سَهْل / عِنْدَ
زیر / کنار / پشت / آسان / نزد
13- سِتَّة / اِثْنانِ / أَرْبَعَة / عَشَرَة / وَرْدَة
شش / دو / چهار / ده / گل
14- مَدینَة / قَرْیَة / لُغَة / نَهْر / بَحْر
شهر / روستا / زبان / رودخانه / دریا
15- لِسان / یَوْم / قَدَم / وَجْه / یَد
زبان / روز / پا / چهره / دست
16- عَلَیْکَ / ذٰلِکَ / تِلْکَ / هٰذا / هٰذِهِ
بر تو، به زیان تو / آن «مذکّر» / آن «مؤنّث» / این «مذکّر» / این «مؤنّث»
17- إِلّا / هٰؤُلاءِ / أُولٰئِکَ / هٰذانِ / هاتانِ
بهجز / اینان، اینها / آنان / این دو «مذکّر» / این دو «مؤنّث»
18- بُسْتان / دَوَران / صَدیقان / إیمان / إِحْسان
باغ / چرخیدن / دو دوست / ایمان / نیکی کردن
19- سَنَة / شَهْر / یَوْم / وَقْت / صَلاة
سال / ماه / روز / وقت / نماز
20- والِد / والِدَة / أَخ / حَوْلَ / أُخْت
پدر / مادر / برادر / اطراف / خواهر







